محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
283
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
فوائد ديگر . فائده در الوان اسنان و فرق در آن بدان كه بول اطفال يعنى شيرخواران و آنان كه قريب العهد به فطاماند لبنيَّت مىزند و مائلتر به بياض مىبود و وجهش از غذاى اينان ظاهر است . و بول صبيان يعنى آنان كه بعيد العهد از فطاماند و هنوز به بلوغ نرسيده غليظتر از بول شبّان مىباشد و كثير القشور به واسطهء كثرت فضول كه از توفير اغتذا حاصل مىشود . و بول شبّان ميل به ناريت دارد و معتدل القوام مىباشد ناريت به واسطهء حرارت مزاج و غلبهء صفرا است و اعتدال قوام بنا بر جودت هضم . و بول كهول مائل به بياض مىباشد براى ضعف هضم اينان ، پس اگر فضول مندفع در بول كثير است غليظ مىباشد و الا رقيق . و بول مشائخ رقيقتر مىباشد و نادر باشد كه غليظ بود . و هرگاه بول مشائخ شديد الغلظ آيد بايد دانست كه حصات در اينها تولد مىكند . فائده در بيان بول مردان و زنان و فرق بينهما بدانند كه بول زنان اصحا البته غليظتر و سپيدتر و كم رونقتر از بول مردان صحيح مىباشد و علت آن كثرت فضلات و ضعف هضم و وسعت مجارى بول زنان و انصباب رطوبات رحم به آلات بول است . اما بول رجال خلاف آن مىبود . و ايضا چون بجنبانند مكدر مىشود در اكثر و كدورت او به فوق مىگرايد به خلاف بول زنان كه مكدر نمىشود و اگر شود كدورت او به غايت قليل مىبود . و علت تكدّر بول زنان قلَّت تميز اجزا است كه از شأن آنها تميز است و سبب عدم تميز اجزاى مذكور برودت است . و ظاهر است كه تكدر بىتميز اجزاى مذكور نمىتواند شد و از اين معلوم شد وجه تكدر بول مردان . اما وجه تمائل كدورت به فوق خفت آن اجزا است به واسطهء حرارت و بر سر بول زنان در اكثر زبد مستدير مىباشد ، يعنى مجموعهء زبد مستدير الشكل مىنمايد نه آن كه هر جزو او چنين مىبود . و بول زنان حامله صاف مىباشد و ابر مانند بالاى او مىنمايد و گاه باشد كه بول حوامل همچو آب نخود و آب پائچه بود ، يعنى زرد و در وى زرقت محسوس گردد و بر سرش ابر باشد و بول حاملان هر چونكه بود در وسط او چون پنبهء منقوش مىنمايد كذا قال الشيخ . و قرشى گفته اين نمىباشد مگر گاهى به ندرت و در بول حاملان بسيار باشد كه حب مانندى محسوس شود كه فرو مىآيد و بالا آيد . و بدانند كه در اول حمل زرقت شديد ظاهر مىشود در بول او و در آخر حمل حمرت نمايان مىگردد و مكدر مىشود بول به تحريك . و در بول صاحب نفاس اكثر امر چيزى سياه مىنمايد مانند سياهى دودهء ديگ . [ در احوال براز ] پوشيده نماند كه چون استدلال براز كمتر مىكنند بنا بر فحش نظر به سويش و به واسطهء قلّت دلالت او بر احوال بدن ، زيرا كه براز كما ينبغى خبر نمىدهد مگر از حال اسهال و امراض بطن فقط ، ماتن به ذكر آن نپرداخته ليكن از آن كه استقصاى ذكر دلائل بدنى منصب شرح است و بهر بعض امور معرفت آن ضرور بيان آن بعد بول لازم آمد به فائدهء عليحدّه . فائده در بيان براز بايد دانست كه براز محمود كه دلالت كند بر سلامتى مزاج اعضائى كه آنها را در تغيّر مزاج مدخل است آن است كه به پنج چيز متصف باشد : يكى آن كه مجتمع و متشابه الاجزا بود و رطوبت او شديد الاختلاط به ارضيت باشد ، يعنى اصلا اختلاف نداشته باشد ، چه اگر مجتمع نبود منتفخ باشد و انتفاخ دليل نضج بود . و اگر متشابه نبود مختلف باشد ، يعنى بعضى نرم بود و بعضى خشك ، يا بعضى منهضم و بعضى غير منهضم و اين لا محاله نشان سوء حال بود . دوم آن كه در مقدار و لون و رائحه و قوام و وقت معتدل بود ، اعتدال در مقدار آن است كه فضله نسبت به غذا نه كثير بود و نه اقل قليل ، بلكه در قلّت متوسط بود . گفته اند كه اگر شخصى معتدل المزاج غذاى مطلق در حالت اعتدال جوع بخورد و بر وقت معتاد او مستخرج شود و رطوبتى بدنى به او ممزوج گردد